تبلیغات
نوشته هایی پیرامون سیل اخیر گلستان - تقصیر قربانی
تقصیر قربانی | عمومی ,

تقصیر قربانی

یوسف اباذری استاد برجسته ی جامعه شناسی اشاره به چند تفاوت اساسی بلایای طبیعی (وضعیتی مفروض که اراده ی مستقیم انسانی در انها ایفای نقش نکند) و غیر طبیعی (وضعیت مفروض خلاف حالت قبل) می کند.شاید ما هیچ گاه با مصیبت های صد در صد انسانی با مسببین حقیقی یا حقوقی  یا کاملا طبیعی ( که دخل و تصرف انسان ریختی غیر طبیعی به آن نداده باشد) مواجه نباشیم.حتی جنگ ها هم به تاریخ ، جغرافیا و چیزهای دیگر خارج از حیطه ی اختیار فرد یا مجموعه ی مشخصی از افراد انسانی ارجاع داده شوند و پی هر فاجعه ی طبیعی نیز ، حداقل بحثی که عنوان می شود اهمال همکاری است.

 

یکی از تفاوت هایی که آقای اباذری به ان اشاره می کند ، محتمل بودن مقصر است . و منظور سیلی است که بلاگردان  شود. در فاجعه هایی که انسانی نگاشته می شوند ، می توان به مقصر یا مقصرین اشاره کرد ، خشم و انتقام را متوجه ی انان نمود .یافتن مقصر فاجعه را برانگیزنده می کند ; در صورتی که در فاجعه های فاقد مقصر فیزیکی ، استیصال حاکم گشته ، نیرویی که محملی برای برون افکنی نیافته است ، به تخریب خود فرد، به درونش ; از هم می پاشاند و گنگ می کند.فصاحت حالت اول جای خود را به تمجمج می دهد . در فقدان ان دیگری مقصر ، خود ویرانگری و تسلیم اغاز می شود.معمولا حاکمان جوامع بسته به یاری مکانیسم هایی از این دست توده ها را بسیج یا متفرق می سازند.

حال در اینجا ، اندوه برای مصیبت زدگان ، اگر اصولا در این فروپاشیدگی  و خودمحوری روز افزون ممکن باشد ، معمولا منتهی به احساس مسئولیت و چاره جویی برای حوادث آتی نمی شود.ما ( مردم ) مسئولین را مقصر می دانیم و مسئولین ما را .انگیزه ی بازماندگان یرای یافتن مقصری و به مجازات رساندنش ، به مراتب بیشتر از یافتن راهکارهای ممانعت از بروز فجایع بعدی است ;  حتی اگر در طنزی بسیار تلخ ، مانند سیل سال... در نهایت سه سرباز وظیفه مقصر بدانند.  

از ان طرف ، ترکیبی از شایعات و مستندات اشاره به سوء استفاده های نجومی دست اندرکاران از کمکهایی که از اقصی نقاط جهان رسیده می کند ; سطوری که انگار گروهی در انتظار بلایای طبیعی کمین کشیده شده اند تا به نان و نانوایی برسند.اما حتی در این حیطه هم افکار , بیشتر از این که در پی چاره جویی و پی گیری و پیش گیری باشند ، معطوف به پوشاندن و جایگزینی مسئله ی مرگ با مسائل هضم شدنی نظیر اختلاس و سرقت هستند.

بحث ها ادامه می یابند ، با گفتن و به کلام امدن ، دردها و اضطراب ها قامت انسانی می گیرند.اما بحث ها ادامه می یابند .شاید فقط به این دلیل که موضوع جدیدی برای گفتگو پیدا شده است به همراه تخمه ، چای ، سیگار و ... . پاره ای از رویکردهای مذهبی قربانیان را مقصراصلی  می دانند چرا که بر عادلانه بودن جهان هستند و این گونه شاید به بنیادی ترین روش صورت مسئله را حذف میکنند.

آیا ما مانند "ریکور" طلب بخشایشی نه برای قربانیان که "از قربانیان" می کنیم؟ نه!ایران این طور جایی نیست.

اغلب ما صرفا دچار احساسی دوگانه می شویم: تاثری بر این معنا که "اگر برای ما پیش می آمد چه بد می شد" و فراغ بالی بر این مبنا که "به خیر گذشت ،  سر ما نیامد."شاید تنها کاری از دست ما بر بیاید این باشد که به یاد هم بیاوریم:"انسانهایی جان باخته اند، در مملکتی با این ثروت ، سیل به راحتی قربانیان را درو می کند."شاید با این یاد آوری ها لا اقل شریک جنایت نشویم.شاید خود دیگر پیشاپیش توجیه گر کارهایی که از ما بهتران می کنند یا نمی کنند ، نشویم. آیا همه جیز فراموش می شود، فراموش می کنند و فراموش می کنیم که "همه در صف ذبح شدنیم."

 

  


نوشته شده توسط جمعی از فعالان فرهنگی گرگان در یکشنبه 23 مرداد 1384 و ساعت 08:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سلام+ + سیل ها ی ایران طبیعی نیست+ خواسته های متحصنین+ + گزارش تحصن مقابل وزارت کشاورزی+ گزارش از سیل+ دادخواهی زیست محیطی+ + گزارش از سفر دوم+ + ۱۳شماره از یک فاجعه+ نامه به خبرگزاری ها+ نامه به روزنامه شرق+ نامه به روزنامه ها

صفحات: