تبلیغات
نوشته هایی پیرامون سیل اخیر گلستان - گزارش از سیل
گزارش از سیل | عمومی ,

گزارشی از سیل‌های گلستان

                                                                          علی صادقی / وحید امین نیا

                       

منطقه‌ی كلاله/جمعه 21 مرداد

برای تهیه گزارشی غیررسمی[i] از سیل 9 مرداد گلستان عازم منطقه كلاله هستیم. در تدارك این سفر بودیم كه با خبر شدیم سیل دیگری پس از نیمه شب سه شنبه (بامداد 19 مرداد) یعنی به فاصله ده روز پس از سیل اول، در همان منطقه جاری شده است.

برطبق گزارش روزنامه شرق (پنج شنبه 20/5/84) حجم سیلاب اخیر 5 برابر سیلاب قبلی بوده است و طبعا شدت تخریب و تلفات و خسارات آن نیز به مراتب بیشتر بوده است.

برطبق گزارش شرق (كه صرفا انعكاس اخبار سیل توسط نهادهای ذیربط دولتی و استانی در خبرگزاری های رسمی بوده است) در جریان سیل دوم حدود 300 خانه روستایی به طوركامل (100 درصد) تخریب شده است و شماركشته شدگان تا روز این گزارش 33 نفر (به اضافه حدود 15 نفر مفقود) بوده است (آمار رسمی قربانیان سیل قبلی 25 نفر بوده است)

در مسیر جاده كلاله به سمت مراوه تپه پس از طی حدود 15 تا 20 كیلومتر به سمت شرق با بستر عریض سیل روبرو می شویم . آثار تخریب گسترده تا فاصله چند ده متری این بستر عریض شده از سیل نشان از ابعاد وحشتناك سیل دارد.

جاده به موازات مسیر رودخانه (كه احتمالا از سرشاخه های گرگان رود است) پیش می رود . روستاهایی چند در فواصل كم از یكدیگر در امتداد رودخانه تا نواحی بالادست آن پراكنده شده‌اند. كل منطقه با تپه هایی دور و نزدیك  احاطه شده است كه با شیبی ملایم و گهگاه تند به بستر این رودخانه منتهی می شوند. آثار تخریب وحشتناك سیل در دهانه‌ی پل های بزرگ واقع در امتداد جاده به خوبی پیداست و نیز در تنه های درختان از ریشه درآمده، تیرهای برق فروافتاده و یا شكسته شده و مزارع یك دست شده از گل تخت و چسبناك. در ادامه پیشروی به سمت شرق از آنجا كه در ضمن پرس وجو از اهالی بومی منطقه (و بر مبنای اطلاعات روزنامه شرق) روستاهای «قپان علیا» و «قپان سفلی» به عنوان كانون تلفات انسانی سیل دوم معرفی شده‌اند، از تصمیم اولیه خود مبنی بر رفتن به دره یا تنگه‌‌ی «پیش‌كمر» (كه بر طبق اطلاعات قبلی ما روستاهای واقع در آن در جریان سیل اول دچار تلفات و تخریب گسترده شده اند) منصرف می شویم و تصمیم می گیریم از روستاهای آسیب دیده در جریان سیل دوم (كه مخرب تر هم بوده است) دیدن كنیم. از این رو دو راهی «پیش‌كمر» را كه اكنون پیش روی ماست و با جاده فرعی سمت راست به دره‌ی نفرین شده پیش‌كمر اشاره می‌كند پشت سر می گذاریم.

اولین روستای سیل‌زده ای كه در مسیر حركت خود با آن مواجه می شویم روستای «پاشایی» است. (در واقع این روستا آخرین روستای ویران شده در مسیر سیل است، چون جهت آب رودخانه از شرق به غرب است) در فاجعه بار بودن این سیل تردیدی به جا نمی ماند. برای نخستین بار ردپای پلشت سیل را در یك ناحیه مسكونی می بینیم. لازم به ذكر است كه این نواحی تركمن نشین است و شغل روستاییان عمدتا دامداری است كه دركنار آن به كشاورزی و بعضا نوغان داری و قالی‌بافی هم اشتغال دارند. خانه های ویران یا نیمه ویران و گل و لایی كه همه جا را پر كرده است و هر ازگاهی اشیا یا ادوات كشاورزی یا قطعات دیگری كه بخشی از آنها بیرون از باتلاق گل و لای مانده است، نشان از تهاجمی واقعی دارد.

گهگاه با پارچه نوشته هایی به رنگ زرد و سفید مواجه می‌‌شویم كه در مسیر جاده بر دیوار خانه های به جا مانده نصب شده‌اند. محتوای همه‌ی آنها یكی است: اظهار تسلیت و همدردی با مصیب دیدگان و قول مساعدت در بازسازی فوری تاسیسات زیربنایی كه از طرف وزارت نیرو، یا وزارت فلان یا سازمان بهمان در معرض دید مردم و مسافرین قرار گرفته‌اند.

توقف نمی‌كنیم. با چشمان بهت زده به اطراف می نگریم و مسیر را دنبال می‌كنیم. چون قصد ما آن است كه به اولین روستای سیل زده در بالادست برسیم و از آنجا احتمالا با پای پیاده تمامی روستاهای مسیر را به سمت كلاله بپیماییم و گزارش تهیه كنیم. (بعدا مطلع می شویم كه سیل دوم تنها از روستای پاشایی 15 قربانی گرفته است.)

روستاهایی كه در مسیر سیل دوم واقع شده اند به ترتیب دور شدن ازكلاله (تا دوراهی آش خانه- مراوه تپه) عبارتند از: پاشایی، قپان علیا و قپان سفلی. ظاهرا سیل دوم در این روستاها تلفات انسانی گسترده‌ای داشته است. سیل اول تنها به تخریب محدود آنها اكتفاكرده بود. (در روستای قپان علیا تخریب و تلفات سیل از دو روستای دیگر بیشتر بوده است.)

ساخت این روستاها به گونه ای بوده است كه رودخانه ازكنار (ضلع جنوبی) و یا از میان روستا عبور می‌كند و چون جاده اصلی به موازات رودخانه (و در ساحل شمالی آن) می گذرد طبعا بخشی از روستا در سمت دیگر جاده واقع شده است و لذا از رودخانه فاصله‌ی بیشتری دارد. به همین دلیل بیشترین تخریب مربوط به خانه‌هایی بوده است كه یا در ساحل جنوبی رودخانه و یا در فاصله بین رودخانه و جاده‌ی اصلی واقع شده بودند: گرچه دامنه‌ی سیل حتی ضلع شمالی جاده را هم بی نصیب نگذاشته است.

بعد از عبور از روستاهای قپان علیا و سفلی و دیدن صحنه های تلخ دیگری از این معركه‌ی عظیم، به دوراهی آش خانه- مراوه تپه (در 45 كیلومتری كلاله و به فاصله‌ی 10 كیلومتری از روستای پاشایی) می‌رسیم.

به گمان خود مسیر سیل زده را تا به ابتدا پیموده ایم و آماده می شویم تا برای تهیه گزاش به قپان بازگردیم. اما با پاسخ هایی كه یك پیرمرد تركمن به سوالات پراكنده‌ی ما داد پی به اشتباه خود بردیم: بستر رودخانه (یا سیل) در نزدیكی این دو راهی از امتداد شرقی- غربی خود، به سمت جنوب منحرف می شود. (و یا دقیق تر از جنوب به سمت غرب انحراف می یابد) به عبارت دیگر مسیر رودخانه این بار در امتداد جاده ای است كه از این دو راهی به سمت آش خانه می‌رود. به موازات همین مسیر (و لذا باز هم در امتداد رودخانه) روستاهای زیادی مورد هجوم سیل های اول و دوم واقع شده اند. چون چندان اعتمادی به ارقام و گزارشات رسمی نداریم، تصمیمی می گیریم این مسیر را به سمت بالا ادامه دهیم تا به اولین روستای سیل زده در بالادست برسیم. (روستای «گلی داغ»)

به این نتیجه رسیدیم كه سیل اول هم‌زمان در دو مسیر تخریب و تلفات داشته است: یكی همان دره‌ی «پیش‌كمر» كه بنا به دلایل پیش‌گفته از سركشی به آن صرفنظركردیم و دیگری همین مسیر فعلی از دوراهی مراوه تپه – آش خانه به سمت آش خانه.

حدود 10 روستا در این مسیر از هر دو سیل اخیر آسیب دیده اند. در سیل اول تخریب و تلفات جانی (رسما 25 نفر) و در سیل دوم تخریب گسترده تر بدون تلفات جانی. (ظاهرا سیل اول در روستاهای پاشایی و قپان علیا و سفلی هم تا حدی تخریب داشته است، اما تلفات جانی نداشته است ولی تخریب گسترده تر در سیل دوم با تلفات جانی بیش از 33 نفر در این سه روستا همراه بوده است)

دلایل اینكه با وجود حجم گسترده تر سیلاب در سیل دوم و تخریب وسیع تر آن، سیل دوم در مسیر جاده‌ی آش خانه با تلفات جانی توام نبوده است، بخشی ناشی از آن است كه سیل اول عملا تمام حواشی مسكونی اطراف رودخانه را غیرقابل سكونت كرده بود (در سیل دوم این حواشی كاملا پاك شدند و تصور اینكه در اینجا ساختمان‌هایی برپا بوده است غریب می نماید) و از طرفی با شروع بارندگی در شامگاه سه شنبه (18 مرداد) خیلی از اهالی روستاهای آسیب دیده از سیل اول، منازل خود را به سمت ارتفاعات دور از رودخانه در مجاورت روستا ترك كردند، كه بخشی از این واكنش در پی اقدام هشدار دهنده‌ی نیروهای هلال احمر در ساعاتی قبل از وقوع سیل در تعدادی از این روستاها بوده است.

مسیر جاده‌ی آش‌خانه را به سمت روستای گلی‌‌داغ (اولین روستای مورد هجوم سیل) در پیش می‌گیریم. جاده شیب محسوسی به سمت نواحی مرتفع (كوهستان‌های شمالی پارك گلستان) دارد و تقریبا در كف یك دره‌ی باریك واقع است (اندكی بالاتر از بستر رودخانه كه در سمت راست جاده واقع بوده و اینك به طرز شومی پهن و مسطح است و به جای آب، با گل مسطح پوشیده شده است) تپه‌های مشرف به جاده با اشكال خاص و عجیب تقریبا خشك و بدون پوشش گیاهی هستند[ii].

در طول راه از 7 تا 8 روستای سیل‌زده عبور می‌كنیم. در هر روستا اندكی توقف می‌كنیم تا از مردم كمی درباره‌ی سیل و وضعیت فعلی آنها پرس‌و جو كنیم و به فیلمبردار گروه هم اندكی فرصت برای تصویربرداری بدهیم. در طول مسیر هر از گاهی بوی زننده‌ی مردار مشام‌ را آزار می‌دهد. «حیوان یا انسان؟! » به تدریج به این مواجهه‌ی پلید عادت می‌كنیم!

 در برخی از روستاها زنان و دختران تركمن با لباس‌های رنگی زیبای خود (كه شعر شاملو را در ذهن تداعی می‌كند) با دبه‌های پلاستیكی به انتظار رسیدن تانكر توزیع آب و دریافت جیره‌ی آب بهداشتی خود جمع شده‌اند. شیوع وبا در ایران می‌تواند در منطقه‌ی سیل زده فاجعه‌ی دیگری بیافریند. در یكی از  روستاها دختری كه به انتظار دریافت آب است در جواب پرسش ما با شرم و حیا می‌گوید: « از ساعت 8 صبح در اینجا ایستاده‌ایم. از پریروز تا حالا آبی دریافت نكرده‌ایم.» (بطری‌های آب معدنی‌ای كه با دور اندیشی همراه خود آورده‌ایم اینك آزاردهنده می‌شوند!)

در یكی از روستاها با صحنه‌ی عجیبی مواجه می‌شویم: درست در جایی كه بخشی از بستر رودخانه به نظر می‌رسد یك تنور روستایی سیمانی به طرز زننده‌ای جلب توجه می‌كند. این تنها نشان باقیمانده از یك زندگی سپری شده است! راننده حرف تمام كننده را می‌زند: « تنور بدون خانه نمی‌شود!» كمی بعد یك پسربچه روستایی به ما می‌فهماند كه در سمت راست جاده كه اینك با مسیر سیل هم‌مرز شده است یك ردیف خانه روستایی بوده است كه اكنون نشانی از آنها باقی نمانده است. از جمله خانه‌ی نوساز آنها كه بنا بود در هفته‌های آینده به آن نقل مكان كنند. خانه‌ای دو طبقه از آجر و سیمان كه تنها تكه‌هایی از ستون‌های بتونی آن به جای مانده است كه روی زمین ولو شده‌اند[iii].

شیب جاده به تدریج بیشتر و اثرات تخریبی سیل در سطح آن بیشتر می‌شود راننده‌هایی كه از گرگان به مقصد كلاله سواری‌های خود را در اختیار ما قرار داده‌اند، از مدتی پیش بنای ناسازگاری گذاشته‌اند. (گرچه آثار تاثر از مشاهدات این سفر در چهره و كلام آنها نیز پیداست) تنها می‌توانیم تا حدود 5 كیلومتری مقصد (روستای گلی‌داغ) از همراهی آنها برخوردار شویم.

حدود 15 كیلومتر از دوراهی آش‌خانه دور شده‌ایم. روز تقریبا به نیمه‌ی خود نزدیك‌ می‌شود. پس از یك مشورت كوتاه به دو گروه تقسیم می‌شویم: چهار نفر همراه با ماشین‌ها برمی‌گردند تا از روستاهای پاشایی، قپان علیا و سفلی كه در جریان سیل دوم تلفات داده‌اند گزارش تهیه كنند. پنج نفر دیگر می‌مانیم تا از روستاهای این مسیر (كه تلفات انسانی آنها مربوط به سیل اول است) گزارش تهیه كنیم. از رفتن به گلی‌داغ چشم‌پوشی می‌كنیم و كار خود را از همان روستای «قولاق‌كسن» شروع می‌كنیم. این روستا در جریان سیل اول بیشترین تلفات انسانی را داشته است. (نوزده نفر)

با شروع گفتگوی ما با روستاییان به تدریج مردم دور ما حلقه می‌زنند و هر كس به نحوی در جریان گفتگو وارد می‌شود. از جمله برخی اعضای شورای روستا و جوانی كه خود را دهیار روستا معرفی می‌كند (پیرمردهای تركمن كه عموما قادر به تكلم فارسی نیستند پاسخ‌های خود را از طریق جوان‌ترها به ما منتقل می‌كنند)

با مشاهده‌ی نگرش همدلانه‌ی ما نسبت به موقعیت خود و پس از آنكه روستاییان در می‌یابند ما گروهی مستقل و بدون وابستگی به دولت یا نهادهای استانی هستیم، به تدریج فضای اعتماد بیشتری برقرار می‌شود[iv]. برخی از آنها هم به گمان اینكه ما روزنامه‌نگارانی هستیم كه می‌توانیم مشكلات و وضعیت حاد كنونی آنها را انعكاس دهیم، با حرارت تمام حرف می‌زنند. درك ناتوانی خود و اینكه در چنین موقعیتی عده‌ای به ما امید بسته‌اند بسیار آزار دهنده است. ( این وضع در روستاهای دیگری كه از آنها گزارش تهیه كردیم هم تكرار می‌شود) درد دل های آنها تمامی ندارد و گویی نیاز شدیدی دارند كه خود را تخلیه كنند. (حتی در یكی از روستاها، عضو شورای ده بعد از صحبتی طولانی به ما گفت كه احساس می‌كند سبك شده است! ) 

چیزی كه به طور خاص توجه ما را جلب می‌كند مهمان‌نوازی و ادب آنهاست. محال است كه با كسی چند پرسش و پاسخ رد و بدل كنیم و با اصرار او برای صرف چای در چادر یا منزلش مواجه نشویم. حتی جوان داغ‌داری كه چهار تن از اعضای خانواده‌اس را از دست داده است، در پایان گفتگو صمیمانه از ما برای صرف ناهار دعوت می‌كند[v].

سوالات ما حول چند و چون وقوع سیل، میزان تخریب و تلفات هر روستا و وضعیت امدادرسانی و مشكلات فعلی آنها دور می‌زند. همچنین درباره‌ی دلایل وقوع سیل نظر روستاییان را جویا می‌شویم و به خصوص از مسن‌ترها در مورد سوابق وقوع سیل در این نواحی جویا می‌شویم (كه البته پاسخ به این سوال تماما منفی است) البته گهگاه روستاییان مسایلی را مطرح می‌كنند كه مسیر گفتگو را عوض می‌كند از جمله اینكه مراسمی كه به مناسبت روز هفتم قربانیان سیل در محل همین روستا تشكیل شده بود و مسئولین ارشد استانی ( استاندار و نماینده ولی فقیه در استان، فرماندار كلاله و غیره) تشكیل شده بود، در پی انتقاد روستاییان از نحوه‌ی امدادرسانی و همچنین انتقاد به تخریب جنگل‌ها به عنوان یكی از دلایل مهم جاری شدن سیل، مسئولین روستاییان را به ناسپاسی متهم می‌كنند و مراسم را به حالت قهر ترك می‌كنند.

فردای آن روز ستاد امدادرسانی مستقر در یكی از این روستاها منطقه را تخلیه می‌كند و بنا به گفته‌ی روستاییان یكی دو كامیون كمك‌های امدادی توزیع نشده را نیز با خود برمی‌گرداند. و از آن پس كمك‌های دولتی به روستاهای سیل‌زده به حداقل‌های ممكن (تانكرهای سیار آب و كنسروهای لوبیا) تنزل می‌یابد. بدیهی بود كه این موضوع چندان باوركردنی به نظر نمی‌رسید به همین خاطر در پرس و جو از روستاهای دیگر هم این موضوع را مطرح كردیم و عجیب آنكه همگی آن را تایید كردند و  حتی  (پس از رعایت جوانب احتیاطی) جزییات بیشتری از ماجرا را در اختیار ما قرار دادند و توقف تقریبی عملیات امداد رسانی  و «فراموش شدن» خود را با همین ماجرا مرتبط دانستند. اكنون برای ما معمای گزارش عجیب روزنامه‌ی شرق و تاكید آن - به نقل از مسئولین استانی- كه نیازی به كمك‌های خارج استانی نیست و كمك‌رسانی به نحو مطلوبی[vi] انجام شده است، تا حدی حل شده جلوه می‌كرد. از طرفی با وقوع سیل دوم و تلفات انسانی آن در روستاهای پایین دست، (قپان علیا و سفلی و پاشایی) فضایی فراهم آمده است كه كاهش كمك رسانی به روستاهای قبلی (كه از قضا در سیل دوم هم خسارات زیادی متحمل شدند) و تمركز امدادرسانی در روستاهای دیگر را تا حدی موجه[vii] جلوه می‌دهد!

 

به طور كلی در مشاهدات خود از روستاهایی كه از آنها گزارش تهیه كرده‌ایم با چند موضوع مهم مواجه شدیم كه در همه‌ی این روستاها مشترك بود:

 1- شدت تخریب سیل:  ارتفاع و حجم سیلاب به طرز وحشتناكی زیاد بود.  در برخی روستاها تا 120 خانه‌ی روستایی به طور كامل نابود شده است. علاوه بر تلفات انسانی، تعداد زیادی از احشام و دام‌های مستقر در محل روستا تلف شده‌اند. تمامی زمین‌های كشاورزی مجاور رودخانه با محصول‌های زراعی خود نابود شده‌اند. به گفته‌ی بومیان فواصل بین روستاها و نواحی اطراف رودخانه كه اینك كاملا عریان است، سراسر پوشیده از باغ‌های توت بوده است كه اینك جز تك درخت‌هایی پراكنده، نشانی از آنها پیدا نیست.

2-  امدادرسانی بسیار ضعیف:  برخلاف ادعای مسئولین استانی و تاكید نهاد‌های دولتی ذی‌ربط در گزارش‌های سطحی و غیر مسئولانه‌ای كه در رسانه‌ها عرضه می‌شوند، مشاهدات عینی بیانگر آن است نه روند امداد رسانی در روزهای پس از وقوع سیل بسیار نارسا و ضعیف بوده است. بخش زیادی از نباز‌های غذایی مردم سیل زده با كمك‌های ارسالی از روستاها و شهرهای تركمن نشین همجوار تامین می‌شود، نه با كنسروهای لوبیای دولتی كه هر از گاهی با حداقل تعداد توزیع می‌شود. ( روزنامه‌ها حتی به خود زحمت ندادند كه در راستای عمل به مسئولیت حرفه‌ای خود، برای تهیه‌ی گزارشی مستقل، خبرنگاری به منطقه ارسال كنند و به انعكاس اخبار درج شده در خبرگزاری‌ها و یا حداكثر مصاحبه‌‌ای تلفنی با مسئولین استانی اكتفا كردند و طبعا از دید چنین منابعی روند امداد رسانی و یا به طور كلی روند همه‌ی امور همواره به طور مطلوبی پیش می‌رود[viii] !)

3- موقعیت بسیار نامناسب سیل‌زدگان:  مساله‌ی كمبود آب بهداشتی بسیار جدی است. هنوز- در هنگام تهیه گزارش- به تعداد خانه‌های تخریب شده چادر آرم دار هلال احمر[ix] توزیع نشده است. تنها در روستای «قولاق كسن» 120 خانه به طور كامل تخریب شده است كه تا روز حضور ما ـ یعنی 12 روز پس از سیل نخست و 2 روز پس از سیل دوم تنها 80 چادر بین اهالی توزیع شده است.  با گذشت دوازده روز از وقوع سیل نخست هنوز توالت و حمام صحرایی برپا نشده است. بسیاری از روستاییان سیل زده فاقد امكانات شستشو و مواد شوینده هستند. حتی تعداد زیادی از آنها هنوز لباس‌هایی را بر تن دارند كه به هنگام فرار از سیل بر تن داشته‌اند[x].

4- انتقال جمعی روستاها به نواحی امن دور از رودخانه:  این مساله‌ از چندین سال پیش بنا به تقاضای جمعی روستاییان و رایزنی نمایندگان آنها با مسئولین ذیربط مورد تایید قرار گرفته است و حتی محل استقرار متمركز روستانشینان هم تعیین شده است، اما در عمل اقدام چندانی در جهت آن انجام نشده است[xi]، تا سرانجام فاجعه از همت مسئولین پیشی گرفت! ( در گزارشات رسمی پیرامون تلفات سیل و در ذكر دلایلی مبنی بر مقصر بودن خود قربانیان، این قضیه به طور وارونه توصیف شده است و روستاییان به دلیل رد پیشنهاد دولت در خصوص این انتقال مورد سرزنش قرار گرفته‌اند )

5- ماجرای واكنش تنبیهی مسئولین استان در قبال رفتار انتقادی روستاییان مسیر آش‌خانه پس از مراسم ناتمام هفتمین روز درگذشت قربانیان سیل نخست:  چنان كه گفته شد، این واكنش روستاهای بالادست (واقع در مسیر جاده‌ی آش‌خانه) را شامل می‌شود.

6-  نو بودن پدیده‌ای به نام سیل در این نواحی :  روستاییان در خاطرات جمعی خود وقوع سیلی را به یاد نمی‌آورند. (حتی با ابعادی بسیار كمتر) گرچه واقع شدن در مسیر رودخانه و گهگاه بالا آمدن سطح آب در ده سال اخیر نگرانی‌هایی را در آنها ایجاد كرده بود كه در پی آن، به طور جمعی تقاضای انتقال روستاهای خود را مطرح كردند. ( مردم این نواحی پس از سیل فاجعه‌بار «جنگل گلستان» در سال1380 و سیل‌های سالیانه‌ی پس از آن كه هر سال با گرفتن دهها قربانی از مناطق مجاور، فرارسیدن مرداد شوم دیگری را گوشزد می‌كنند با حطر سیل آشنا شدند)

7- نگرانی عمومی در مورد مساله‌ی مسكن و نزدیك شدن به فصل سرما: روستاییان همگی به اتفاق مسكن را مهمترین دغدغه‌ی خود معرفی می‌كنند[xii] و گرچه از وضعیت نابه‌سامان خدمات كمك رسانی گله مند هستند، می‌گویند كمی گرسنگی و سختی قابل تحمل است[xiii]، ولی اگر تا زمستان مشكل مسكن ما حل نشود، چطور می‌توانیم در این چادرها سر كنیم. ظاهرا به خانوارهای سیل زده پیشنهاد شده است كه در صورت یافتن محلی برای اجاره‌ كردن ، دولت در پرداخت اجاره بها به آنها كمك خواهد كرد كه البته سقف این كمك بسیار اندك است: ماهیانه حدود 25 هزار تومان!

 

اطلاعات گردآوری شده از چهار روستای سیل زده

با وجود ابنكه از حدود ده روستای سیل زده بازدید كردیم، اما به دلیل محدودیت زمانی و مهمتر از آن به دلیل  ابنكه در تمامی روستاها دسترسی به معتمدین محلی و یا اعضای شورای ده كه آمار و ارقام مطمئنی از میزان تلفات و خسارات و یا میزان كمك‌های امدادی در اختیار ما قرار دهند، تنها در چهار روستا توانستیم گزارشی آماری - البته نه چندان دقیق و وسیع- تهیه كنیم. (متاسفانه امكان تهیه‌ی گزارش آماری از روستاهای «قپان» نیز كه در جریان سیل دوم حدود 30 نفر قربانی دادند فراهم نشد)

اطلاعات مربوطه به شرح زیر است. با این توضیح كه سه روستای اول در مسیر جاده‌ی‌ آش‌خانه قرار دارند و تلفات انسانی آنها مربوط به سیل اول است، در حالی كه تلفات انسانی و عمده تخریب روستای چهارم ( پاشایی ) مربوط به دومین سیل (19مرداد) است:

 

1- روستای قولاق كسن

تلفات انسانی:  19 نفر

خسارات مالی:  1500راس گوسفند/ 100 راس گاو / 120 خانه‌ی مسكونی / چندین حلقه چاه آب / 50 هكتار باغ (هندوانه ، انجیر ، توت و ...)

كمك‌های دولتی: نان / آب /  چادر (تنها 80  تا) / كنسرو لوبیا ، یك روز در میان(هر دو نفر یك عدد)

 

2- روستای دالی بوغاجه:

تلفات انسانی :  5 نفر

خسارات مالی : 300 راس گوسفند /  100راس گاو / بیش از صد هكتار باغ/  100خانه‌ی مسكونی

كمكهای دولتی : 15 چادر (85 چادر دیگر مورد نیاز است) /  آب /  آرد و نان / كنسرو لوبیا (هر دو نفر یك عدد)

 

3- روستای آق تقه‌ی گوكلان

تلفات انسانی:  -

خسارات مالی:  حدود 200 راس گوسفند/ 50 راس گاو / 60 خانه‌ی مسكونی / حدود 100 هكتار باغ و زمین كشاورزی

كمك‌های دولتی: نان / آب /  چادر (تنها 29  تا) / كنسرو لوبیا ، به ازای هر دو نفر یك عدد (یك روز در میان)

 

4- روستای پاشایی

تلفات انسانی:  14 نفر

خسارات مالی:  حدود 500 راس گوسفند/ حدود200 راس گاو / 130 خانه‌ی مسكونی

كمك‌های دولتی: نان / آب /  چادر / غذا / پوشاك

 

در زمان تهیه‌ی این گزارش حداقل امكانات اولیه‌ی مورد نیاز روستائیان سیل زده عمدتا شامل اقلام زیر بود: چادر / یخ / حداقل ظروف و وسایل پخت و پز / حداقل امكانات استحمام / لباس/ مواد شوینده و بهداشتی / حداقل یك یا دو دستشویی سیار / موتور برق برای راه اندازی نانوایی روستاها

مشاهدات پراكنده: 

-               تیرهای برق تازه نصب شده كه پس از سیل اول برای تسریع برق رسانی بدون پی‌ریزی بتونب برپا شده‌اند همگی در سیل دوم فروریخته‌اند.

 

-                كمك‌های مردمی كه توسط مردم شهرها و روستاهای تركمن نشین منطقه در بین روستاهای سیل زده توزیع می‌شود، سهم بسیار مهمی در گذران روزانه‌ی سیل زدگان دارد. ( از غذای طبخ شده كه هر روز توزیع می‌شود تا غذای كنسروی و اقلام بهداشتی و . . . ) به طور كلی این كمك‌ها كه خیلی بیشتر از نوع دولتی آن بر ضرورت‌های مصرفی سیل زدگان انطباق دارد، نارسایی كمك رسانی دولتی را تا حدی جبران می‌كند، گرچه ذكری از آن در گزارشات رسمی به عمل نمی‌آید و همه چیز به پای حضور موثر نهادهای دولتی نوشته می‌شود. ( كاش نهادهای دولتی و استانی سهمی از دلایل وقوع سیل را هم به عهده می‌گرفتند! )

 

 

-               در عبور از مجاورت یكی از چادرها یك مرد كامل بلند قامت با یك ته ریش خرمایی ما را صدا زد و از ما پرسید كه چه می‌نویسیم. تصور كردیم كه با یكی از ماموران  محلی مواجهیم كه به حضور ما بدگمان شده است، اما . . . این مرد 3 فرزندش را در سیل از دست داده است و با تصور اینكه ما روزنامه‌نگار هستیم، خواست درددلی با ما بكند. صدای محزونش ، كلام را از محتوای كلام بی‌نیاز می‌كند!

 

-               نحوه‌ی كمك رسانی و رعایت شان و غرور انسانی كمك شوندگان چندان مورد توجه نهادهای امداد رسانی نیست. عده‌ای در مورد توزیع غیر یكنواخت كمك‌ها گله‌مند هستند. بعضی از خانوارها در شتاب عمومی برای دریافت اقلام توزیعی از قافله جا می‌مانند.

 

 

-               بخشی از توزیع آب توسط تانكرهای شخصی برخی از اهالی بومی انجام می‌شود كه با تراكتوری یدك كشیده می‌شود. منبع این آب هم - بنا به گفته‌ی صاحب یكی از تانكرها- چشمه‌های نواحی بالادست است!  از تیم های پزشكی-بهداشتی مستقر در منطقه‌ی سیل زده نشانی ندیدیم.  در مورد آموزش عمومی برای جلوگیری از شیوع وبا تنها به نصب پارچه-نوشته‌هایی بسنده شده است!

 

-                ماموران ادارات و نهادهای متولی امدادرسانی برای تهیه گزارش روزانه از نیازها و ضرورت‌های جاری مردم سیل زده به روستاها سركشی نمی‌كنند ، بلكه اعضای شورای روستاها به این ادارات مراجعه می‌كنند تا نیازهای خود را انعكاس دهند و در صورت جلب موافقت و وجود امكانات مورد نیاز، آنها را تامین كنند.

 

نوشته شده توسط جمعی از فعالان فرهنگی گرگان در شنبه 19 شهریور 1384 و ساعت 11:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سلام+ + سیل ها ی ایران طبیعی نیست+ خواسته های متحصنین+ + گزارش تحصن مقابل وزارت کشاورزی+ گزارش از سیل+ دادخواهی زیست محیطی+ + گزارش از سفر دوم+ + ۱۳شماره از یک فاجعه+ نامه به خبرگزاری ها+ نامه به روزنامه شرق+ نامه به روزنامه ها

صفحات: