تبلیغات
نوشته هایی پیرامون سیل اخیر گلستان - شعری برای قربانیان سیل‌های گذشته و آینده‌ی گلستان
شعری برای قربانیان سیل‌های گذشته و آینده‌ی گلستان | عمومی ,
 

برای قربانیان سیل‌های گذشته و آینده‌ی گلستان

بادهای غریب:

آرام، عبوس، مسموم

دیوار همیشه:

خاموش، سرد، سنگین

لرزش سایه‌ها از نور

لرزش برگ‌ها از باد

لرزش« او» از «زمان»

از زمان

از زمان

زمان، زمان . . . .

و در آن سیل رسمی،

با بیست و پنج نفر

و در آن سیل واقعی،

با نود نفر شاید

نود نفر. . . . نود نفر

نود نفر یعنی چند یك نفر؟!

و او با من

و من با آنها

در خاك زمان

- شنا كنان -

می‌روند

    تا دریا

تا دریا . . . . تا دریا . . . . تا دریا

دریای تاریك بی‌زمان،

دریای ماهیان فسیلی،

دریای خروش بی‌معنی . . . .

دست تصادف،

بوی معصیت تقدیر

تقدیر آسمانی

تقدیر زمینی

كدامیك در بغض او سهیم اند؟!

تقدیر دیوار،

تقدیر سنگ

سنگی بر گور ناپیدا.

بادهای مسموم

از جنازه‌های برآماسیده

سجده‌ای پلشت

بر خلسه‌ی ذهنی مسموم:

« . . . من . . . من . . . من

فقط من  

آنها واقعیت ندارند

چون در شعر من جایی ندارند . . . »

واقعیت شعر،

جایی برای واقعیت؟!

همواره همان،

ـ مرغ و تخم مرغ ـ

می‌دانی؟

او با من بود

    در تعاقبی شگفت

            در توالی سال‌ها

او در من زنده شد

زنده . . . عریان . . . بدون اسم

او با هر مرگی مرد

آنگاه شكفت

با چشمانی پف آلود

و دستانی ورم كرد ه از هیچ.

واژه‌های بی‌صدا،

برای سیل زدگان غیر واقعی؟

نفرین شدگان تقدیر زمینی؟

یا برای ساحل نشینان واقعیت؟

نه!

یادگاری بر تنه‌‌ی كاغذی درختان

برای ورق زدن زمان.

×××××××××××××××××××××××××××××××××

علی صادقی / مرداد 84

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط جمعی از فعالان فرهنگی گرگان در دوشنبه 24 مرداد 1384 و ساعت 12:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سلام+ + سیل ها ی ایران طبیعی نیست+ خواسته های متحصنین+ + گزارش تحصن مقابل وزارت کشاورزی+ گزارش از سیل+ دادخواهی زیست محیطی+ + گزارش از سفر دوم+ + ۱۳شماره از یک فاجعه+ نامه به خبرگزاری ها+ نامه به روزنامه شرق+ نامه به روزنامه ها

صفحات: