تبلیغات
نوشته هایی پیرامون سیل اخیر گلستان - نامه به روزنامه شرق
نامه به روزنامه شرق | عمومی ,

                         نامه ای انتقادی به شرق

سردبیر عزیز روزنامه شرق

سلام

نوشته زیر متن نامه ای است كه جمعی از فعالین فرهنگی و اجتماعی استان گلستان از پی وقوع سیل در این منطقه ، خطاب به شرق نگاشته اند . امید كه شرق با پاس داشتن اخلاق حرفه ای واكنشی در خور برای نقد ما به به شرق بعلت عدم بازتاب مناسب این فاجعه ( با رویكرد همدردانه ) و عدم اتخاذ رویكرد انتقادی و پرسشگرانه نسبت به علل وقوع و نحوه خدمات رسانی پس از وقوع ، اتخاذ نماید .

باتشكر

24/5/84

سعید ابوطالبی - عباس اسماعیلی – وحید امین نیا – حامد احمدی – افسانه برزوئی – آرش پاكزاد – خلیل چاره – جواد حاتم نژاد – میثم خلیلی نژاد – مهران رحیمی – كیومرث سلیمانیان مقدم – علی صادقی – نیما صفار – ولی فتاح زاده – سپیده گیلاسیان – روزبه گیلاسیان

 

 

 

 

1- در كشورهای توسعه نیافته كه فاقد نهادهای مدنی سازمان یافته هستند، بخش مهمی از وظایف روشنفكران و رسانه‌های مستقل (غیر دولتی) دفاع از حقوق مردم در برابر ساخت قدرت و ارتقای سطح مطالبات مدنی در عرصه‌ی مناسبات عمومی است. این امر به ویژه در شرایطی كه فضای جامعه تنش‌هایی را از سر می‌گذراند كه به نوعی با ناكارآمدی دولت در انجام برخی كار-ویژه‌های معین خود مرتبط است موضوعیت و زمینه‌ی عینی بهتری می‌یابد.

بدیهی است كه ماشین بوروكراسی دولتی (كه در كشورهایی نظیر كشور ما حركت آن سنگین‌تر و كند‌تر است) نمی‌تواند و یا نمی‌خواهد برخی واقعیات تلخ اجتماعی را -آن طور كه هست- ببیند و طبعا ریشه‌یابی و درمان آنها هم منتفی است. از سوی دیگر عموم مردم نیز به علت  ناآشنایی  به حقوق و وظایف شهروندی خود و در غیاب اطلاع‌رسانی وسیع، شفاف و تحلیلی و در نبود نهادهای مدنی (كه حول این واقعیات معین، مطالباتی عمومی را با دیدگاههای انتقادی پی‌ریزی كنند) به راحتی از كنار این مسایل می‌گذرند. حال اگر رسانه‌های مستقل هم به این روند تن دهند و به جای اطلاع رسانی مسئولانه و اتخاذ مواضعی نقادانه نسبت به واقعیات جاری، صرفا به انعكاس اخبار و دیدگاه‌های دولتی بپردازند، تنها به تداوم این روند ناخجسته و در نهایت به بازتولید این واقعیات تلخ یاری رسانده‌اند. چنین فرآیندی در دراز مدت جامعه را از فضای نقد و كنش سازنده دور می‌كند .

 2- در یك بررسی كلان‌تر می‌توان واقعیات تلخ یاد شده در بند فوق را در قالب «بلایای طبیعی» كه در كشور ما -به خصوص- به «فجایع انسانی» می‌انجامند تعبیر نمود و عملكرد و نقش رسانه‌های مستقل در بازتاب اخبار و یا تحلیل وقایع مربوطه را دنبال كرد.

به طور كلی نگرش قالب بر بوروكراسی دولتی در قبال فجایعی این چنینی همواره آن بوده است كه نخست تا جای ممكن ابعاد فاجعه را محدودتر از آن چه هست جلوه دهد تا از «تشویش اذهان عمومی» و یا تمركز توجه عمومی بر نقش‌های پیشینی و پسینی دولت در یك فاجعه‌ی معین  كه ممكن است انتقادات و مطالباتی را برانگیزد و یا به نقش نظارتی یا اجرایی نهادهای نیم‌بند مدنی در فرآیند امدادرسانی بیانجامد- جلوگیری كند. (ارائه‌ی آمار تلفات و قربانیان به روش قطره چكانی و با حداقل رسانی این ارقام در همین راستا قابل ارزیابی است. همچنین ممانعت از ورود و شركت گروههای داوطلب مردمی - تا حد ممكن- در مراحل امداد رسانی و محدود كردن مشاركت مردمی به ارسال كمك‌های نقدی و كالایی نیز قابل تامل است)

در وهله‌ی بعد تبلیغات دولتی از یك سو با حادثه قلمداد كردن فجایع، فرآیندها یا مكانیزم‌های طبیعی یا اجتماعی شكل دهنده‌ی آنها را از دایره‌ی تحلیل خارج كند (با تاكید بر اصطلاح ثقیل «حوادث غیر مترقبه»!) و از سوی دیگر با برجسته كردن نگرش‌های متافیزیكی به این گونه فجایع و دامن زدن به باورهای تقدیر گرایانه‌ی رایج در بین بخشی از عامه مردم، سعی در كمرنگ كردن نقش عوامل انسانی در وقوع این حوادث و رفع اتهام احتمالی در مورد كوتاهی یا سوء مدیریت دولتی به عنوان بخشی از علل رخ دادن این وقایع را دارد. البته در گزارش‌های رسمی پیرامون علل بالا بودن ابعاد تلفات انسانی به هنگام بروز «حوادث غیر مترقبه» در ایران، عموما بند ثابتی در خصوص مقصر قلمداد كردن خود قربانیان هم به چشم می‌خورد. (گرچه نمی‌توان تاثیر ناآگاهی عمومی در افزایش تلفات این گونه حوادث را انكار كرد، ولی مبالغه در مورد نقش این عامل هم نوعی فرا فكنی واقعیت و پاك كردن صورت مساله است. - ضمن اینكه ارتقای آگاهی‌های عمومی در این خصوص نیز مستلزم تدابیر آموزشی و برنامه‌ریزی‌‌های لازم از سوی دولت در درازمدت است-)

درنهایت فاجعه با همان سرعتی كه در برابر چشم اجتماع قد علم كرده بود، از انظار عمومی محو می‌شود، تا فاجعه‌ی بعدی! و در تعدد این فجایع و در سیل آمار و ارقام و اخبار و گزارش‌هایی كه با مخاطب بهت زده ، تنها در موضعی منفعلانه ارتباط می‌یابند، ارقام مربوط به شمار قربانیان و حتی تصاویر زنده‌ی این فجایع از معنای انسانی خود تهی می‌شود و جامعه به تدریج به فاجعه خو می‌كند!

اما در این مجال سعی بر این است كه عملكرد روزنامه‌ی شرق را به عنوان یك نشریه‌ی مستقل روشنفكری در خصوص فاجعه‌ی زنده‌ای چون سیل گلستان بررسی كنیم. (با این فرض كه شاید این تحلیل قابلیت تعمیم به سایر واقعیات تلخ اجتماعی و نیز عملكرد كلی رسانه‌ها پیرامون آنها را داشته باشد).

گرچه بر اساس گفته‌ی آقای رامین را دنیا سرمقاله‌نویس «شرق» (روز پنج شنبه- 20 مرداد) وقوع «بلایای طبیعی» در ایران كه جزء ده كشور نخست «بلاخیز» دنیاست امری «طبیعی»ست و ما برای ورود  به این بحث از نظر یافتن رخدادهایی «طبیعی» از این دست به هیچ وجه با تنگنا مواجه نیستیم، اما سیل گلستان از این جهت نمونه‌ی مهمی برای بحث ما به شمار می‌آید كه برای چهار سال متوالی این پدیده‌ی شوم در بازه‌ی زمان مشخصی(مرداد ماه هر سال) در یك ناحیة جغرافیای معین (بخش شرقی استان گلستان) رخ داده است و هر بار هم فاجعه‌ای انسانی بر جای گذاشته است. (امسال هم از بد حادثه، دو بار به فاصله‌ی زمانی ده روز نهم و نوزدهم مرداد- به وقوع پیوسته است)

3- در سرمقاله و گزارشی كه روزنامه‌ی شرق در صفحه‌ی اول خود (در روز پنج‌شنبه مورخ 20/5/1384) پیرامون سیل اخیر گلستان منتشركردنكاتی به چشم می خورد كه با توجه به موارد مشابه در گذشته- به نحو روشنی رویكرد این روزنامه را نسبت به این گونه وقایع نشان می‌دهد: ابتدا به عناوین توجه كنیم: عنوان گزارش -كه با یك عكس خبری همراه بود- : « آب در گلستان » و عنوان سرمقاله: « سیل طبیعی است»

این دو عنوان به خودی خود اصرار گردانندگان این نشریه را در همسویی با رویكرد دولت در خصوص این مسایل یعنی «جلوگیری از تشویش اذهان عمومی » نشان می‌دهد. چیزی كه می‌توان آن را « تلطیف فاجعه » نامید و در پیشینه‌ی حرفه‌ای این روزنامه در موارد مشابه گذشته نیز به چشم می‌خورد. در گزارش خبری شرق نكته‌ی چشمگیر استناد صرف به اخبار رسمی دولتی بود. بدون كمترین برخورد نقادانه و یا طرح پرسشی در حاشیه یا توضیح خبر- در مورد صحت و سقم گزارش دولتی. گزارشی كه محتوای آن هر ناظر بی‌طرفی كه از منطقه‌ی سیل زده بازدید كرده باشد-از جمله نگارندگان این سطور- را با پرسش‌های جدی مواجه می‌كند. به خصوص در آن بند كه به نقل از مسوولین استانی، روند امداد رسانی را بسیار رضایت بخش و نیاز به كمك‌های حمایتی یا امداد رسانی‌های نیروهای خارج از استان را منتفی اعلام می‌كند. (مشاهدات عینی دقیقا خلاف این امر را نشان می‌دهد. به عنوان نمونه مصیبت زدگان سیل نخست، پس از وقوع سیل دوم عملا به فراموشی سپرده شده‌اند و علاوه بر اقلام دربافتی روزهای نخست- پس از 9 مرداد- و چادرهایی كه تكافوی تعداد خانوارهای سیل زده را نمی‌كند،  تنها آب آشامیدنی و   نان و كنسروهای لوبیا دریافت می‌كنند و عملا غذای مصرفی آنها با همیاری پراكنده‌ی خیرین روستاها و شهرهای همجوار و یا خانوارهای در امان مانده از سیل تامین می‌شود و شگفت آنكه سطح كمك‌های دولتی بسیار پایین‌تر از نیازهای فوری و اولیه‌ی سیل زدگان است.)

بدیهی است كه روزنامه‌ی شرق در راستای انجام وظایف حرفه‌ای خود می‌توانست و می‌بایست با اعزام خبرنگار به منطقه گزارش مستقل و واقعی ‌تر- خود را نیز به موازات گزارش دولتی تدارك ببیند.

از سوی دیگر سرمقاله‌ی یاد شده‌ی شرق (به قلم رامین رادنیا) نیز اساسا با طبیعی انگاشتن سیل (با این استدلال عام كه ایران كشور« بلاخیزی» است و فارغ از اینكه آیا در این ناحیه‌ی خاص وقوع سیل از پیشینه‌ی تاریخی برخوردار بوده است یا خیر) تمام توجه خود را بر اقدامات پسینی و كیفیت مدیریت دولتی امداد رسانی و خدمات حمایتی متمركز می‌كند و با این كار به راحتی از ریشه‌یابی این فاجعه‌ی انسانی و طرح پرسش در مورد علل وقوع سیل‌های مكرر سالیانه در این منطقه‌ی خاص (پس از سال 1380) طفره می‌رود.

ضمن اینكه عدم بازتاب مناسب این فاجعه با ادعای رویكرد اصلاح طلبانه و پیگیری آن از طریق تمركز بر موارد اجتماعی به منظور انسجام جامعه در تعارض آشكار است و ضرورت دارد شرق با گشودن یك پرونده ویژه،‌ به ابعاد مختلف آن با رویكرد انتقادی بپردازد.

 

 

 

 


نوشته شده توسط جمعی از فعالان فرهنگی گرگان در پنجشنبه 27 مرداد 1384 و ساعت 10:08 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ سلام+ + سیل ها ی ایران طبیعی نیست+ خواسته های متحصنین+ + گزارش تحصن مقابل وزارت کشاورزی+ گزارش از سیل+ دادخواهی زیست محیطی+ + گزارش از سفر دوم+ + ۱۳شماره از یک فاجعه+ نامه به خبرگزاری ها+ نامه به روزنامه شرق+ نامه به روزنامه ها

صفحات: